اخه تو چه تقصیری داری؟ این دل لامصب تو سینه منه. من بودم بدون اینکه خبر داشته باشی برات توش کاخی ساختم .ا غرق دلم بودم و خام که تصور میکردم این فقط منم که باید بخواهم یا نه.و......رسیدیم
به انجاکه انقدر دوستت داشته باشم که راضی بشم هر کاری دوست داری انجام دهی و به هر جا که دلت خواست بروی و تو رفتی...هنوز که داری میری .اما میدونم زمانی خواهی ایستاد و درک خواهی کرد
که فقط یکی بود که تو را بیش از خودت دوست داشته و فقط یکی بود که تا پیچ بهشت زهرا ( ارزوهای مدفون شده) منتظرت خواهد ماند
|
+| نوشته شده توسط
mandy67 در جمعه بیست و ششم مهر 1387
|