تبليغاتX
mandy67
دوستان خوب
 ليلا

ليلا نام تمام دختران زمين است

خدا مشتي خاک را برگرفت. مي خواست ليلا را بسازد. از خود در او دميد. و ليلا

پيش از آنکه با خبر شود عاشق شد

سالياني است که ليلا عشق مي ورزد. ليلا بايد عاشق باشد

زيرا خدا در او دميده است و هر که خدا در او بدمدعاشق مي شود

ليلا نام تمام دختران زمين است؛ نام ديگر انسان

خدا گفت : به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد. آزمونتان تنها همين است : عشق

و هر که عاشق تر آمد، نزديکتر است. پس نزديکتر آييد، نزديکتر

عشق کمند من است. کمندي که شما را پيش من مي آورد. کمندم را بگيريد

و ليلا کمند خدا را گرفت

خدا گفت : عشق فرصت گفت و گو است. گفت و گو با من

با من گفت و گو کنيد

و ليلا تمام کلمه هايش را به خدا داد. ليلا هم صحبت خدا شد

خدا گفت : عشق همان نام من است که مشتي خاک را بدل به نور مي کند
و ليلا مشتي نور شد دردستان خداوند

|+| نوشته شده توسط mandy67 در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387  |
 غریبه اشنا
 

خسته ام از زندگي
از سوز و ساز خسته ام
از سوز درد انتظار و چه دنياي پر از شور و شريست مردمانش را نقاب ديگريست

عشق مي دزدي خرابت مي کنند
دوست مي داري جوابت مي کنند خسته ام ......

توي يك نامه نوشتم : همه زندگيم شدي تو
تو جوابم دادي اما : زندگي هست ، اما بي تو

من نوشتم كه : يه روزي دلرا باختم توي چشمات
تو به من ميگي :: اون روز هوسي بوده تو چشمات

من نوشتم كه : هوس هم ،*ميتونه يه عشق پاك شه
تو نوشتي : زندگي هم ، مي تونه بي تو بنا شه

من نوشتم كه :*شدم آب ،همچو شمعي رو به دريا
تونوشتي : خسته ام من ، رفته اي ديگه ز يادا

من نوشتم : اما اينجا ، همه ياد تورو كردن
تو نوشتي : اينه دنيا ، دل به ديگري سپردن

من نوشتم : چه كنم من ، كه بشي تو يار خونم
تو نوشتي : زندگيتو ، يه كتاب كن تا بخونم

من نوشتم كه : كتابه ،زندگيم همش تو هستي
تو نوشتي : كه دروغه ، حالا حتماً ديگه مستي

من نوشتم :*آره مستم ، مستِاون چشماي نازت
تو نوشتي : تو دروغي ، بسه ديگه نمي خوامت

من نوشتم كه : مي ميرم اگه گفتي « نمي خوامت »
تو نوشتي : نمي خوامت ، نمي خوامت ، نمي خوامت

من نوشتم با تمنا : ديگه بسكن كه شدم اب
تو نوشتي : اين سرابه ، زندگيتو نده بر آب

من نوشتم كه : سرابم واسةمن يه اميده
تو نوشتي كه :*ديوونه ، اين اميده نا اميده

من نوشتم : نگو اينو ،*من اميدم به جوابت
تو نوشتي : اين جوابت ، من كه گفتم ..... نمي خوامت

من نوشتم : اشكاي من ، شده بدرقة راهت
تو نوشتي : عاشقي كن ، بگذر از من با نگاهت

من نوشتم : عاشقم من ، عاشقيه لحظه با تو
تو نوشتي : خسته ام من ، خسته از حكايت تو

من نوشتم كه : مي خونم من لالايي واسه خوابت
تو نوشتي كه جدايي ، بهترين داروي خوابت

من نوشتم كه : جدايي ، ميشكنه قلبمو جانا
تو نوشتي : چه كنم من ، اين يه رسمه توي دنيا

من نوشتم : حالا كه تو ،داري مي ري بهترينم
منم ازغصه مي ميرم ، تا كه دوري تو نبينم

 

|+| نوشته شده توسط mandy67 در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387  |
 
 
بالا
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

Powered by webloger ??